در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
گذشته finesse؛ انجام کاری با مهارت، ظرافت و زیرکی.
Past tense of finesse; did something in a subtle, skillful, and delicate manner.
«او بحث را بهطور ماهرانه هدایت کرد تا از درگیری جلوگیری شود.»
“She finessed the conversation to avoid conflict.”
«او معامله را با مهارت موفقیتآمیز انجام داد.»
“He finessed the deal successfully.”