finely

fine·ly/ˈfaɪn.li/
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): fineposition (جایگاه): end

قید — ریز

ریزبا دقت

به روشی بسیار کوچک، ظریف یا دقیق.

In a very small, delicate, or precise way.

«قبل از افزودن، گیاهان را به صورت ریز خرد کنید.»

Chop the herbs finely before adding.

«هنرمند پرتره‌هایی با جزئیات دقیق کشید.»

The artist painted finely detailed portraits.

تفاوت با واژه‌های مشابه
finelyریز

همان کلمه.

Same as headword.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000