در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به روشی بسیار کوچک، ظریف یا دقیق.
In a very small, delicate, or precise way.
«قبل از افزودن، گیاهان را به صورت ریز خرد کنید.»
“Chop the herbs finely before adding.”
«هنرمند پرترههایی با جزئیات دقیق کشید.»
“The artist painted finely detailed portraits.”