fireproof

fire·proof/ˈfaɪəpruːf/
firecombustion or burningproofresistant to
1adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more fireproofsuperlative (عالی): most fireproof

صفت — ضد آتش

ضد آتشنسوزمقاوم در برابر حریق

مقاوم در برابر آتش؛ به گونه‌ای طراحی شده که از گسترش آتش جلوگیری کند یا آن را تحمل کند.

Resistant to fire; designed to prevent or withstand the spread of fire.

«ساختمان با مواد نسوز ساخته شده بود تا ایمنی را افزایش دهد.»

The building was constructed with fireproof materials to enhance safety.

«آنها یک در ضد آتش در آشپزخانه نصب کردند.»

They installed a fireproof door in the kitchen.

متضادها
2verb (فعل)commonpast (گذشته): fireproofedpast participle (مفعولی): fireproofed-ing (حال): fireproofing3rd (سوم): fireproofs

فعل — نسوز کردن

نسوز کردنضد آتش کردن

چیزی را در برابر آتش مقاوم کردن یا نسوز کردن.

To make something resistant to fire.

«شرکت تصمیم گرفت تمام محصولات جدید خود را نسوز کند.»

The company decided to fireproof all its new products.

«آنها از مواد شیمیایی خاصی برای ضد آتش کردن پرده‌ها استفاده کردند.»

They used special chemicals to fireproof the curtains.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000