در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
استخوان نازک داخل گوشت ماهی که معمولاً قبل از خوردن جدا میشود.
The slender bone inside a fish's flesh, often removed before eating.
«موقع خوردن مراقب باش، ممکن است استخوان ماهی باشد.»
“Careful when eating, there might be a fishbone.”
«یک استخوان ماهی در گلویش گیر کرده بود.»
“He got a fishbone stuck in his throat.”