fishpond

fish·pond/ˈfɪʃˌpɒnd/
fishaquatic animalspondsmall body of still water
noun (اسم)commonplural (جمع): fishponds

اسم — استخر ماهی

استخر ماهیحوضچه ماهی

حوضچه‌ای کوچک برای پرورش یا نگاه‌داری ماهی

A small body of water used for breeding or keeping fish

«آن‌ها استخر ماهی را با قزل‌آلا پر کردند.»

They stocked the fishpond with trout.

«حوض ماهی پشت مزرعه واقع شده است.»

The fishpond is located behind the farm.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pondبرکه

واژه رایج برای حوضچه‌های کوچک که شامل fishpondها می‌شود.

Common general word for small water body, can include fishponds.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000