fishing rod

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

fish·ing rod/ˈfɪʃɪŋ rɒd/
fishto catch fish-ingforming a noun from a verb indicating action or processroda thin straight stick or pole
noun (اسم)commonplural (جمع): fishing rods

اسم — چوب ماهی‌گیری

چوب ماهی‌گیریچوب صید ماهی

چوب بلندی باریک که برای صید ماهی با وصل کردن نخ و قلاب استفاده می‌شود.

A long, slender pole used to catch fish by attaching a line and hook.

«او برای سفر، یک چوب ماهی‌گیری جدید خرید.»

He bought a new fishing rod for the trip.

«چوب ماهی‌گیری هنگام پرتاب شکست.»

The fishing rod broke while he was casting.

تفاوت با واژه‌های مشابه
poleچوب

روزمره. ممکن است به چوب ماهی‌گیری اشاره کند اما معمولاً هر چوب بلندی را شامل می‌شود.

Everyday. Can mean a fishing rod but also any long stick; not always specific to fishing equipment.

angler's rodچوب ماهی‌گیری ماهر

رسمی. بیشتر در بین ماهی‌گیرهای حرفه‌ای و متون تخصصی کاربرد دارد.

Formal. Used mainly among fishing enthusiasts and in technical contexts; less common in everyday talk.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000