در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
قطعه کوچک و خمیده فلزی که برای ماهیگیری استفاده میشود.
A small curved piece of metal used in fishing to catch fish.
«او با دقت قلاب ماهیگیری را طعمهگذاری کرد.»
“He baited the fishhook carefully.”
«قلاب ماهیگیری به سنگ گیر کرد.»
“The fishhook caught on the rock.”
متداول. 'قلاب ماهیگیری' خاصتر، 'قلاب' عمومیتر است.
Common. 'Fishhook' is more specific, 'hook' is general.