fishhook

fish·hook/ˈfɪʃˌhʊk/
fishaquatic animalhookcurved metal piece for catching
noun (اسم)commonplural (جمع): fishhooks

اسم — قلاب ماهیگیری

قلاب ماهیگیریقلاب

قطعه کوچک و خمیده فلزی که برای ماهیگیری استفاده می‌شود.

A small curved piece of metal used in fishing to catch fish.

«او با دقت قلاب ماهیگیری را طعمه‌گذاری کرد.»

He baited the fishhook carefully.

«قلاب ماهیگیری به سنگ گیر کرد.»

The fishhook caught on the rock.

تفاوت با واژه‌های مشابه
hookقلاب

متداول. 'قلاب ماهیگیری' خاص‌تر، 'قلاب' عمومی‌تر است.

Common. 'Fishhook' is more specific, 'hook' is general.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000