fishing

fish·ing/ˈfɪʃɪŋ/
fishan aquatic animal with fins-ingaction/process
noun (اسم)common

اسم — ماهیگیری

ماهیگیری

فعالیت صید ماهی، هم برای غذا و هم به عنوان ورزش.

The activity of catching fish, either for food or as a sport.

«ما در دریاچه به ماهیگیری رفتیم.»

We went fishing on the lake.

«ماهیگیری یک سرگرمی محبوب در این منطقه است.»

Fishing is a popular pastime in this region.

تفاوت با واژه‌های مشابه
anglingماهیگیری با قلاب

رسمی/فنی. به طور خاص به ماهیگیری با قلاب و نخ اشاره دارد، که اغلب بر مهارت یا ورزش تأکید می‌کند. می‌تواند در بافت ماهیگیری ورزشی جایگزین 'fishing' شود.

Formal/technical. Refers specifically to fishing with a rod and line, often emphasizing skill or sport. Can replace 'fishing' in contexts of sport fishing.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000