fishmonger

fish·mon·ger/ˈfɪʃmʌŋɡər/
fishan aquatic vertebrate animalmongera dealer or trader
noun (اسم)commonplural (جمع): fishmongers

اسم — ماهی‌فروش

ماهی‌فروش

فردی که ماهی می‌فروشد، به ویژه در یک مغازه.

A person who sells fish, especially in a shop.

«او ماهی سالمون تازه را از ماهی‌فروش محلی خرید.»

She bought fresh salmon from the local fishmonger.

«ماهی‌فروش به او درباره نحوه پختن ماهی باس راهنمایی کرد.»

The fishmonger advised her on how to cook the sea bass.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000