fitchy

fit·chy/ˈfɪtʃi/
fitcheeEuropean polecat-yhaving the quality of
adjective (صفت)archaiccomparative (تفضیلی): fitchiersuperlative (عالی): fitchiest

صفت — مشابه راسو

مشابه راسوبدبو

دارای ویژگی‌ها یا خصیصه‌های راسو؛ دارای بوی خاص یا کهنگی مانند.

Having qualities or characteristics of a polecat; musty or musky in smell and appearance.

«بعد از ساعت‌ها رطوبت، اتاق بویی شبیه راسو گرفت.»

The room smelled fitchy after hours of dampness.

«کت خزدار او که بوی راسو داشت برای بینی ناخوشایند بود.»

His fitchy fur coat was unpleasant to the nose.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000