flamming

flam·ming/ˈflæmɪŋ/
flamto deceive or trick-mingpresent participle suffix
verb (فعل)informalpast (گذشته): flammedpast participle (مفعولی): flammed-ing (حال): flamming3rd (سوم): flammes

فعل — فریب دادن

فریب دادنحیله کردن

در حال انجام دادن حیله یا فریب دادن کسی

performing the act of deception or tricking someone

«او مردم را با داستان‌های جعلی فریب می‌دهد.»

He's flamming people with fake stories.

«دیگر با دروغ‌هایت مرا فریب نده.»

Stop flamming me with lies.

تفاوت با واژه‌های مشابه
trickingفریب دادن

غیررسمی. هنگام توصیف فریب خوردن در موقعیت‌های روزمره قابل جایگزینی است.

Informal. Can replace 'flamming' when describing deception in casual contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000