flaming

fla·ming/ˈfleɪ.mɪŋ/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more flamingsuperlative (عالی): most flaming

صفت — شعله‌ور

شعله‌ورآتش‌گرفته

پر از شعله‌های روشن یا شامل آتش کردن.

Covered with or consisting of bright flames or fire.

«ساختمان در آتشی شعله‌ور فرو رفته بود.»

The building was engulfed in flaming fire.

«او لباس قرمز آتشین به تن داشت.»

She wore a flaming red dress.

تفاوت با واژه‌های مشابه
blazingشعله‌ور

رایج. بر آتش قوی و شدید تاکید دارد؛ اغلب قابل جایگزینی است.

Common. Emphasizes strong, intense fire; often interchangeable.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000