در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
فریب؛ حیله یا دروغی که برای گمراه کردن یا کلاهبرداری طراحی شده است.
A deception; a trick or a lie intended to mislead or defraud.
«او کل قضیه را به عنوان یک فریب افشا کرد.»
“He exposed the whole thing as a flam.”
«فریب آن حیله قدیمی را نخور.»
“Don't fall for that old flam.”
رایج. یک فریب یا حیله شیطنتآمیز، به ویژه آنچه که به عنوان یک شوخی عملی انجام میشود. 'Hoax' اغلب به یک شوخی یا یک فریب بزرگ و یکباره اشاره دارد، در حالی که 'flam' گستردهتر است و شامل ترفندها و دروغهای کوچکتر میشود.
Common. A mischievous trick or deception, especially one perpetrated as a practical joke. 'Hoax' often implies a prank or a single, large-scale deception, while 'flam' is broader, encompassing smaller tricks and lies.
رایج. یک عمل یا طرح حیلهگرانه یا ماهرانه که برای فریب یا گول زدن کسی در نظر گرفته شده است. 'Trick' میتواند بازیگوشانه یا بدخواهانه باشد، مشابه 'flam'، اما 'flam' اغلب بار معنایی قویتری از فریب آشکار یا کلاهبرداری دارد.
Common. A cunning or skillful act or scheme intended to deceive or outwit someone. 'Trick' can be playful or malicious, similar to 'flam', but 'flam' often has a stronger connotation of outright deceit or fraud.
کسی را با حیله یا دروغ فریب دادن یا گمراه کردن.
To deceive or mislead with a trick or lie.
«او نگهبانان را فریب داد تا از آنها عبور کند.»
“He flammed the guards to get past them.”
«نگذار با حرفهای شیرینش تو را گول بزند.»
“Don't let him flam you with his smooth talk.”
رایج. کاری کردن که کسی چیزی را باور کند که درست نیست، معمولاً برای به دست آوردن مزیتی. 'Deceive' یک مترادف گسترده است، در حالی که 'flam' بیشتر به ترفندها و دروغها اشاره دارد، اغلب با لحنی طنزآمیز یا کمتر جدی نسبت به 'deceive'.
Common. To cause someone to believe something that is not true, typically in order to gain some advantage. 'Deceive' is a broad synonym, while 'flam' is more specific to tricks and lies, often with a humorous or less serious tone than 'deceive'.
رایج. کسی را با یک عمل حیلهگرانه یا ماهرانه فریب دادن یا گول زدن. 'Trick' از نظر معنی بسیار به 'flam' نزدیک است، اما 'flam' حس کهنتری دارد. 'او مرا گول زد تا آن را بخرم' در مقابل 'او مرا با فریب آن را خریدم' (کمتر رایج).
Common. To deceive or outwit (someone) by a cunning or skillful act. 'Trick' is very close to 'flam' in meaning, but 'flam' has a more archaic feel. 'He tricked me into buying it' vs. 'He flammed me into buying it' (less common).