flounce

/flaʊns/
verb (فعل)informalpast (گذشته): flouncedpast participle (مفعولی): flounced-ing (حال): flouncing3rd (سوم): flounces

فعل — با خشم راه رفتن

با خشم راه رفتنبا حرکات تند حرکت کردن

حرکت کردن به شکل اغراق‌آمیز یا بی‌تاب، اغلب با حرکات تند و ناگهانی.

To move in an exaggerated or impatient way, often with jerky motions.

«پس از دعوا با حرکات تند از اتاق خارج شد.»

She flounced out of the room after the argument.

«تمام عصر با حرکات ناگهانی و ناراحت حرکت می‌کرد.»

He flounced around upset all evening.

تفاوت با واژه‌های مشابه
stormبا عصبانیت راه رفتن

رایج. با عصبانیت و اغلب سریع حرکت کردن؛ 'flounce' حالت اغراق‌آمیز هم دارد.

Common. To move angrily often rapidly; similar usage but 'flounce' includes a sense of exaggeration.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000