در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
ابزاری برای مشاهده تصاویر زنده داخلی بدن با استفاده از اشعه ایکس.
A device that uses X-rays to view real-time moving images inside the body.
«پزشک از فلوروسکوپ برای بررسی استخوانهای بیمار استفاده کرد.»
“The doctor used a fluoroscope to examine the patient's bones.”
«فلوروسکوپها در هدایت ابزار جراحی هنگام عمل کمک میکنند.»
“Fluoroscopes help in guiding surgical instruments during operations.”