folding

fold·ing/ˈfoʊldɪŋ/
1noun (اسم)common

اسم — تا کردن

تا کردنخم کردن

عمل یا فرآیند تا کردن چیزی روی خودش.

The act or process of bending something over upon itself.

«تا کردن نقشه حمل آن را آسان کرد.»

The folding of the map made it easy to carry.

«او تمرین تا کردن لباس‌ها را انجام داد.»

She practiced the folding of clothes.

2adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more foldingsuperlative (عالی): most folding

صفت — تاشو

تاشوقابل تا شدن

طراحی شده برای تا شدن یا جمع شدن جهت آسان‌تر کردن نگهداری یا حمل و نقل.

Designed to be bent or collapsed for easier storage or transport.

«آنها برای پیکنیک یک صندلی تاشو خریدند.»

They bought a folding chair for the picnic.

«میز تاشو را می‌توان در فضاهای کوچک نگه داشت.»

The folding table can be stored in small spaces.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000