footling

foot·ling/ˈfʊtlɪŋ/
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): footlingersuperlative (عالی): footlingest

صفت — جزئی

جزئیبی‌اهمیت

کم‌ارزش یا بی‌اهمیت؛ پیش پا افتاده یا جزئی.

Of little value or importance; trivial or petty.

«آن‌ها سر جزئیات بی‌اهمیت بحث کردند.»

They argued over footling details.

«شکایت به عنوان یک مسئله پیش پا افتاده رد شد.»

The complaint was dismissed as footling.

تفاوت با واژه‌های مشابه
trivialپیش پا افتاده

رایج. قابل جایگزینی با footling در معنی؛ چیزی کم‌اهمیت.

Common. Interchangeable in meaning; describes something insignificant.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000