fop

/fɒp/
noun (اسم)literaryplural (جمع): fops

اسم — مرد خودنمای ظاهربین

مرد خودنمای ظاهربینمرد خودخواه

مردی که بیش از حد نگران ظاهر و رفتارهای خود است و معمولاً احمق یا خودشیفته به نظر می‌رسد.

A man excessively concerned with his appearance and manners, often considered foolish or vain.

«به دلیل لباس‌های پرزرق و برق به عنوان مرد خودنما مسخره شد.»

He was dismissed as a fop because of his flashy clothes.

«آن مرد خودنما ساعت‌ها صرف آرایش موهایش می‌کرد.»

The fop spent hours grooming his hair.

تفاوت با واژه‌های مشابه
dandyدندی

ادبی یا قدیمی. معنای مشابه، مردی که به ظاهر خود می‌بالد.

Literary or old-fashioned. Similar meaning, a man vain about appearance.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000