footstool
اسم — زیرپایی
یک چهارپایه کوتاه که برای قرار دادن پاها هنگام نشستن استفاده میشود.
A low stool used to rest the feet when sitting.
«او پاهایش را روی زیرپایی گذاشت.»
“She rested her feet on the footstool.”
«صندلی راحتی دنج یک زیرپایی ست هم داشت.»
“The cozy armchair had a matching footstool.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. اغلب بزرگتر و روکشدار است، گاهی برای نگهداری وسایل یا به عنوان صندلی اضافی نیز استفاده میشود. 'یک پاف چرمی بزرگ' درست است، اما یک 'زیرپایی' کوچک و ساده فقط برای پا است.
Common. Often larger and upholstered, sometimes also used for storage or as an extra seat. 'A large leather ottoman' works, a small simple 'footstool' is just for feet.
کمتر رایج. اغلب بالشتکی محکم و روکشدار را توصیف میکند که به عنوان زیرپایی یا نشیمنگاه کوتاه استفاده میشود. 'یک پشتی بافتنی' درست است، عملکردی مشابه زیرپایی دارد اما نرمتر است.
Less common, often describes a firm, upholstered cushion used as a footrest or low seat. 'A knitted hassock' works, similar function to footstool but softer.