footsies

foot·sies/ˈfʊt.siːz/
footthe lower extremity of the leg-siesplayful plural diminutive ending
noun (اسم)informalplural (جمع): footsies

اسم — لمس بازیگوشانه پاها

لمس بازیگوشانه پاهاحرکات عاشقانه با پا

تماس یا حرکات بازیگوشانه و عاشقانه با پاها زیر میز یا در نزدیکی دیگران

Playful or flirtatious touching or movements with feet under a table or in close proximity

«آنها در حین شام زیر میز پاهایشان را بازی می‌دادند.»

They were playing footsies under the table during dinner.

«او در حالی که پاهایش را بازی می‌داد، به او لبخند زد.»

She gave him a smile while engaging in footsies.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000