forensic

fo·ren·sic/fəˈrɛnzɪk/
adjective (صفت)technicalcomparative (تفضیلی): more forensicsuperlative (عالی): most forensic

صفت — جنایی

جناییدادگاهیمربوط به پزشکی قانونی

مرتبط با به‌کارگیری روش‌ها و تکنیک‌های علمی برای تحقیق در جرایم یا امور حقوقی.

Related to the use of scientific methods and techniques to investigate crimes or legal matters.

«شواهد پزشکی قانونی به حل پرونده کمک کرد.»

Forensic evidence helped solve the case.

«او در دانشگاه رشته علوم پزشکی قانونی خواند.»

He studied forensic science at university.

تفاوت با واژه‌های مشابه
criminalجنایی

معمولاً مربوط به جرم، اما forensic دقیق‌تر به تکنیک‌های تحقیق اشاره دارد.

Commonly related to crime, but forensic is more specific to investigation techniques.

scientificعلمی

تاکید بر جنبه روش‌شناسانه کارهای پزشکی قانونی.

Emphasizes the methodical nature of forensic work.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000