در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
دست جلویی یک حیوان، بهویژه چهارپا.
The front paw of an animal, especially a quadruped.
«گربه پنجه جلوییاش را تمیز کرد.»
“The cat cleaned its forepaw.”
«پرندگان پنجه جلو ندارند.»
“Birds do not have forepaws.”