foresighted

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

fore·sight·ed/ˈfɔːrsaɪtɪd/
fore-beforesightseeing-edhaving
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more foresightedsuperlative (عالی): most foresighted

صفت — دوراندیش

دوراندیشعاقلانـه

دارای توانایی پیش‌بینی نیازها یا مشکلات آینده؛ دوراندیش و محتاط.

Having the ability to anticipate future needs or problems; prudent.

«او در برنامه‌ریزی مالی بسیار دوراندیش است.»

“She is very foresighted in financial planning.”

«رهبر دوراندیش از ریسک‌های غیرضروری اجتناب می‌کند.»

“A foresighted leader avoids unnecessary risks.”

تفاوت با واژه‌های مشابه
prudent— محتاط

رسمی. بر قضاوت محتاطانه تاکید دارد؛ مشابه foresighted.

Formal. Highlights careful judgment; similar in meaning to foresighted.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000