در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
جمع «چهارم»؛ هر یک از چهار قسمت مساوی یک کل.
Plural of 'fourth'; each of four equal parts of a whole.
«او سه چهارم پای را خورد.»
“He ate three fourths of the pie.”
«نقشه به چهار چهارم تقسیم شده است.»
“The map is divided into four fourths.”
متداول. مترادف در اندازهگیری بخشها، اما «fourth» رسمیتر در کسرها.
Common. Synonymous in measuring parts, but 'fourth' more formal in fractions.