foxery

fox·er·y/ˈfɒksəri/
foxa cunning animal-erybehavior or characteristic
noun (اسم)literary

اسم — حیله‌گری

حیله‌گریزیرکیروباه‌صفتی

رفتار حیله‌گرانه یا زیرکانه، به خصوص رفتاری که فریبنده باشد.

Cunning or crafty behavior, especially that which is deceitful.

«هر حرکت او پر از حیله‌گری و فریب بود.»

His every move was full of foxery and deception.

«او زیرکی‌اش را در مذاکرات تحسین می‌کرد، هرچند از نظر اخلاقی مشکوک بود.»

She admired his foxery in negotiations, though it was morally questionable.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cunningمکر

رایج. یک اصطلاح عمومی برای مهارت در رسیدن به اهداف با فریب یا طفره رفتن. 'او مکر زیادی در معاملات تجاری‌اش نشان داد' رایج است. 'فاکسری' حسی کمی قدیمی‌تر یا ادبی‌تر دارد.

Common. A general term for skill in achieving one's ends by deceit or evasion. 'He showed great cunning in his business dealings' is common. 'Foxery' has a slightly more archaic or literary feel.

trickeryفریبکاری

رایج. بر استفاده از حیله یا فریب تأکید دارد. 'فریبکاری شعبده‌باز تماشاگران را شگفت‌زده کرد' رایج است. 'فاکسری' به جای صرفاً یک عمل، ویژگی شخصیتی ذاتی‌تری را القا می‌کند.

Common. Emphasizes the use of tricks or deception. 'The magician's trickery amazed the audience' is common. 'Foxery' implies a more inherent character trait rather than just an act.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000