fp

/ˌɛf ˈpiː/
1noun (اسم)commonplural (جمع): FPs

اسم — پزشک خانواده (FP)

پزشک خانواده (FP)

مخفف 'پزشک خانواده'؛ یک پزشک عمومی.

An abbreviation for 'Family Practitioner', a general medical doctor.

«هفته آینده با پزشک خانواده‌ام وقت دارم.»

I have an appointment with my FP next week.

«او تصمیم گرفت پزشک خانواده شود تا به جامعه خود خدمت کند.»

She decided to become an FP to serve her community.

2noun (اسم)technicalplural (جمع): fps

اسم — فوت-پوند (fp)

فوت-پوند (fp)

مخفف 'فوت-پوند'؛ واحد کار یا انرژی.

An abbreviation for 'foot-pound', a unit of work or energy.

«انرژی ضربه بر حسب فوت-پوند اندازه‌گیری شد.»

The impact energy was measured in fp.

«فرمول نیاز دارد که انرژی بر حسب فوت-پوند بیان شود.»

The formula requires the energy to be expressed in fp.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000