foxhunting

fox·hunt·ing/ˈfɒksˌhʌntɪŋ/
foxa wild carnivorous mammalhuntto chase or pursue-inggerund or present participle
noun (اسم)formal

اسم — شکار روباه

شکار روباهروباه‌گردانی

ورزش سنتی که در آن روباه‌ها با سگ‌های شکاری و سوارکاران تعقیب می‌شوند.

A traditional sport involving chasing foxes with hounds and riders on horseback.

«روباه‌گردانی در مناطق روستایی انگلستان محبوب است.»

Foxhunting is popular in rural England.

«آنها آخر هفته گذشته یک مراسم شکار روباه برگزار کردند.»

They organized a foxhunting event last weekend.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000