در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
ورزش سنتی که در آن روباهها با سگهای شکاری و سوارکاران تعقیب میشوند.
A traditional sport involving chasing foxes with hounds and riders on horseback.
«روباهگردانی در مناطق روستایی انگلستان محبوب است.»
“Foxhunting is popular in rural England.”
«آنها آخر هفته گذشته یک مراسم شکار روباه برگزار کردند.»
“They organized a foxhunting event last weekend.”