frack

/fræk/
verb (فعل)commonpast (گذشته): frackedpast participle (مفعولی): fracked-ing (حال): fracking3rd (سوم): fracks

فعل — شکست هیدرولیکی انجام دادن

شکست هیدرولیکی انجام دادنفرک کردن

استخراج نفت یا گاز از سنگ‌های زیرزمینی با تزریق مایع تحت فشار بالا (شکست هیدرولیکی).

To extract oil or gas from underground rock formations by injecting liquid at high pressure (hydraulic fracturing).

«شرکت قصد دارد امسال چندین چاه را به روش فرک استخراج کند.»

The company plans to frack several wells this year.

«فعالان محیط‌زیست به دلیل خطرات آلودگی با فرک کردن مخالفت می‌کنند.»

Environmentalists oppose fracking due to pollution risks.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000