در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
قابل قابگذاشتن یا قرار دادن در قابی برای تصویر یا عکس.
Capable of being framed or put into a picture frame.
«این عکس قابل قاب شدن است و روی دیوار عالی به نظر میرسد.»
“This photo is framable and looks great on the wall.”
«هنرمند یک بوم قابل قاب کردن برای نقاشی پیشنهاد داد.»
“The artist recommended a framable canvas for the painting.”