frames

/freɪmz/
verb (فعل)commonpast (گذشته): framedpast participle (مفعولی): framed-ing (حال): framing3rd (سوم): frames

فعل — چارچوب بندی می‌کند

چارچوب بندی می‌کندقاب می‌سازد

شخص سوم فعل frame: احاطه کردن یا چارچوب ساختن برای چیزی.

Third person singular of 'frame': to surround or construct a frame for something.

«او تمام عکس‌هایش را با دقت قاب‌بندی می‌کند.»

She frames all her photos carefully.

«نجار دیوارهای خانه را چارچوب‌بندی می‌کند.»

The carpenter frames the house walls.

تفاوت با واژه‌های مشابه
constructساختن

رایج. معنی مشابه ولی frame تأکید بر ساختار حمایتی دارد.

Common. Similar meaning but 'frame' emphasizes building a supporting structure.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000