در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
تازه ساخته شده، تولید شده، یا به دست آمده؛ کهنه یا خراب نشده.
Recently made, produced, gathered, or acquired; not stale, spoiled, or previously used.
«او مقداری میوه تازه از بازار خرید.»
“She bought some fresh fruit from the market.”
«هوای کوهستان چقدر تازه است.»
“The mountain air feels so fresh.”
(در مورد آب) شور نباشد و برای نوشیدن مناسب باشد.
(Of water) not salty; suitable for drinking.
«این دریاچه منبع آب شیرین است.»
“The lake is a source of fresh water.”
«حیوانات زیادی برای بقا به آب شیرین نیاز دارند.»
“Many animals need fresh water to survive.”
نو، ابتکاری، یا متفاوت از آنچه قبلاً وجود داشته است.
New, original, or different from what existed before.
«او دیدگاهی تازه در مورد مشکل ارائه داد.»
“She offered a fresh perspective on the problem.”
«بیایید فردا شروعی تازه داشته باشیم.»
“Let's make a fresh start tomorrow.”
احساس سلامتی، انرژی و استراحت کافی داشتن.
Feeling healthy, energetic, and rested.
«او بعد از یک خواب خوب شبانه، سرحال و آماده برای روز بود.»
“She felt fresh and ready for the day after a good night's sleep.”
«یک چرت کوتاه کمک میکند دوباره سرحال شوم.»
“A quick nap helps me feel fresh again.”
(غیر رسمی) بیادب، گستاخ، یا بیاحترامی کردن، به ویژه به شکلی جنسی.
(Informal) Impudent, disrespectful, or cheeky, especially in a sexual way.
«با من بیادبی نکن!»
“Don't get fresh with me!”
«اظهارات گستاخانه او همه را رنجاند.»
“His fresh remarks offended everyone.”