fret the gizzard

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

fret the giz·zard/frɛt ðə ˈɡɪzərd/
phrase (عبارت)informal

عبارت — نگران شدن

نگران شدنبی‌قرار شدن

بی‌دلیل یا دربارهٔ موضوعی کوچک نگران و بی‌قرار شدن.

To worry or become agitated, especially about something minor.

«برای یک اشتباه این‌قدر نگران نشو.»

Don't fret the gizzard over one mistake.

«او بابت تأخیر بی‌قرار شده بود.»

She fretted the gizzard about the delay.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000