در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به روشی که تازه، اخیراً انجام شده یا ساخته شده است.
In a way that is new, recently done, or just made.
«نان تازه پختهشده بوی خوشی دارد.»
“Freshly baked bread smells delicious.”
«او تازه برای مراسم لباس پوشیده بود.»
“She was freshly dressed for the event.”
رایج است. در بسیاری از موارد به معنای تازگی قابل جایگزینی است.
Common. Interchangeable with freshly in many contexts indicating recentness.