freshly

fresh·ly/ˈfreʃ.li/
freshrecently made or obtained-lyin a manner of
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): freshposition (جایگاه): end

قید — تازه

تازهاخیراً

به روشی که تازه، اخیراً انجام شده یا ساخته شده است.

In a way that is new, recently done, or just made.

«نان تازه پخته‌شده بوی خوشی دارد.»

Freshly baked bread smells delicious.

«او تازه برای مراسم لباس پوشیده بود.»

She was freshly dressed for the event.

تفاوت با واژه‌های مشابه
recentlyاخیراً

رایج است. در بسیاری از موارد به معنای تازگی قابل جایگزینی است.

Common. Interchangeable with freshly in many contexts indicating recentness.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000