fucked off

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/fʌkt ɔf/
phrasal verb (فعل عبارتی)slang

فعل عبارتی — رفت

رفتدور شد

عصبانیت‌آمیز از جایی رفتن یا باعث عصبانیت کسی شدن که برود.

To go away angrily or to cause someone to go away angrily.

«او خیلی عصبانی شد و مهمانی را ترک کرد.»

He got really fucked off and left the party.

«اگر این‌قدر کلافه‌ای، برو گمشو.»

If you're so annoyed, just fuck off.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000