fuck

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/fʌk/
1verb (فعل)informalpast (گذشته): fuckedpast participle (مفعولی): fucked-ing (حال): fucking3rd (سوم): fucks

فعل — جماع کردن

جماع کردنسکس کردنرابطه جنسی داشتن

داشتن رابطه جنسی؛ واژه‌ای بسیار رکیک برای نزدیکی جنسی.

To have sexual intercourse with someone; a vulgar term for copulation.

«آنها دیشب رابطه جنسی داشتند.»

They fucked last night.

«به او گفت گم شو.»

He told her to fuck off.

تفاوت با واژه‌های مشابه
make loveعاشقانه رابطه داشتن

غیررسمی/آدب‌مند. خیلی مودبانه‌تر و رمانتیک‌تر از 'fuck' است. در موقعیت‌های رکیک یا صریح قابل جایگزینی نیست؛ برای نرم‌تر و زیباتر کردن بیان استفاده می‌شود.

Informal/polite. More romantic and polite than 'fuck'. Not interchangeable in vulgar or explicit contexts; used to soften or beautify the idea.

have sexسکس کردن

رسمی/متداول. واژه مودبانه، پزشکی برای رابطه جنسی است. در زمینه‌های عادی قابل جایگزینی با 'fuck' است اما در موارد رکیک یا احساسی اینطور نیست.

Formal/common. Polite, clinical term for sexual activity. Interchangeable with 'fuck' in neutral contexts but not in vulgar or emotional expressions.

متضادها
2verb (فعل)informalpast (گذشته): fuckedpast participle (مفعولی): fucked-ing (حال): fucking3rd (سوم): fucks

فعل — خراب کردن

خراب کردنبه هم ریختنتباه کردن

خراب کردن یا به هم زدن چیزی؛ عبارتی رکیک برای آسیب یا ناکامی.

To ruin, damage, or mess something up; a vulgar expression of causing harm or failure.

«تو واقعا این پروژه را خراب کردی.»

You really fucked up this project.

«اون رو خراب نکن.»

Don’t fuck it up.

تفاوت با واژه‌های مشابه
mess upبه هم ریختن

غیررسمی/متداول. اصطلاح کلی برای اشتباه یا به هم ریختگی است. نسبت به 'fuck up' ملایم‌تر است ولی اغلب جایگزین می‌شود.

Informal/common. General phrase for making mistakes or disorder. Less strong and vulgar than 'fuck up', but often interchangeable.

متضادها
3verb (فعل)informalpast (گذشته): fuckedpast participle (مفعولی): fucked-ing (حال): fucking3rd (سوم): fucks

فعل — بی‌احترامی کردن

بی‌احترامی کردنسواستفاده کردنآزار دادن

بدرفتاری یا سواستفاده از کسی به صورت ناعادلانه.

To treat someone badly or unfairly; to take advantage of someone.

«آنها توی معامله سر من کلاه گذاشتند.»

They fucked me over in the deal.

«نگذار آنها به تو ظلم کنند.»

Don’t let them fuck you over.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cheatفریب دادن

متداول/غیررسمی. برای فریب دادن یا رفتار ناعادلانه استفاده می‌شود. در برخی زمینه‌ها با این معنی قابل جایگزینی است اما رکیک نیست.

Common/informal. Used for deceiving or treating unfairly. Interchangeable with this sense in some contexts but less vulgar.

abuseسواستفاده کردن

رسمی/متداول. جدی‌تر و رسمی‌تر از 'fuck over' است و همیشه قابل جایگزینی نیست اما در زمینه آسیب با آن همپوشانی دارد.

Formal/common. More formal and serious than 'fuck over', not always interchangeable but overlaps in context of harm.

متضادها
4interjection (حرف ندا)informal

حرف ندا — لعنت

لعنتگور باباشبی‌خیال

یک فحش و ناسزا برای ابراز عصبانیت، ناامیدی، شگفتی یا تحقیر.

A vulgar exclamation to express anger, frustration, surprise, or contempt.

«لعنتی! کلیدهایم را فراموش کردم.»

Fuck! I forgot my keys.

«آخ لعنت، دوباره باران می‌آید.»

Oh fuck, it’s raining again.

تفاوت با واژه‌های مشابه
damnلعنت

غیررسمی. کمتر رکیک از 'fuck' است، استفاده مشابه برای ابراز عصبانیت یا تعجب دارد و بسته به شدت قابل جایگزینی است.

Informal. Less vulgar than 'fuck', similar use to vent anger or surprise, interchangeable depending on intensity.

shitچرت و پرت

غیررسمی. ناسزای رکیک دیگر برای عصبانیت یا ناراحتی است، کمی کمتر شدید و تا حدی قابل جایگزینی است.

Informal. Another vulgar exclamation used for irritation or frustration, somewhat interchangeable, but slightly less harsh.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000