fundament

fun·da·ment/ˈfʌndəmənt/
noun (اسم)common

اسم — پایه

پایهاساسکفل

بنیان یا اساس؛ در آناتومی، پایه یک عضو بدن؛ گاهی به صورت غیررسمی به باسن اطلاق می‌شود.

A foundation or basis; in anatomy, the base of a bodily organ; sometimes a slang term for buttocks.

«اعتماد اساس هر رابطه قوی است.»

Trust is the fundament of any strong relationship.

«پایه رحم به‌عنوان فوندوس شناخته می‌شود.»

The fundament of the uterus is called the fundus.

تفاوت با واژه‌های مشابه
foundationبنیان

رایج. به پایه یا پشتیبان اشاره دارد، در زمینه‌های عمومی جایگزین است.

Common. Refers to the base or support, interchangeable in general contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000