furred

/fɜːrd/
furanimal hair-edcharacterized by
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more furredsuperlative (عالی): most furred

صفت — پوشیده خزی

پوشیده خزیپرمو

پوشیده از خز یا دارای پوست مویی.

Covered with fur or having a fur coat.

«حیوان پرمو به خوبی با سرما سازگار شد.»

The furred animal adapted well to the cold.

«او در زمستان کت خزدار به تن داشت.»

She wore a furred coat in winter.

تفاوت با واژه‌های مشابه
hairyمو دار

رایج. پوشیده از مو یا خز، در برخی موارد با هم قابل تعویض.

Common. Covered with hair or fur, interchangeable in some animal contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000