furthermost

fur·ther·most/ˈfɜːrðərˌmoʊst/
furthermore distant-mostsuperlative degree
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): n/asuperlative (عالی): n/a

صفت — دورترین

دورتریندور

دورترین در موقعیت یا زمان

Most distant in position or time

«او در دورترین صندلی نشست.»

She sat in the furthermost seat.

«دورترین دهکده سخت قابل دسترسی بود.»

The furthermost village was hard to reach.

تفاوت با واژه‌های مشابه
farthestدورترین

رایج. عالی‌ترین درجه far، در بسیاری موارد قابل تعویض است.

Common. Superlative of far, interchangeable in many contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000