futurity

fu·tu·ri·ty/fjuːˈtʃʊrəti/
futuretime yet to come-itystate or quality of
noun (اسم)formal

اسم — آینده

آیندهزمان آینده

وضع یا کیفیت آینده؛ زمان یا رویدادهای آینده.

The state or quality of being in the future; future time or events.

«سرمایه‌گذاری‌ها باید آینده‌نگر باشند.»

Investments should consider their futurity.

«او نگران آینده شغلی خود بود.»

She worried about the futurity of her career.

تفاوت با واژه‌های مشابه
futureآینده

رایج. به طور کلی به زمان آینده اشاره دارد، معمولاً قابل تعویض است.

Common. Refers generally to time to come, often interchangeable.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000