galling

gall·ing/ˈɡɔːlɪŋ/
gallto irritate or annoy-ingpresent participle suffix
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): gallingersuperlative (عالی): gallingest

صفت — آزاردهنده

آزاردهندهناراحت‌کننده

آزاردهنده، تحریک‌کننده یا ایجادکننده ناامیدی.

Causing annoyance, frustration, or irritation.

«بعد از این همه تلاش، باختن بسیار آزاردهنده بود.»

It was galling to lose after working so hard.

«تأخیرهای مکرر بسیار ناراحت‌کننده شدند.»

The constant delays became galling.

تفاوت با واژه‌های مشابه
annoyingآزاردهنده

رایج و تقریباً هم معنی، در گفتار روزمره.

Common. Nearly synonymous, used in everyday speech.

irritatingتحریک‌کننده

رایج. شدت بیشتر از annoying، معمولاً فیزیکی یا احساسی.

Common. Stronger feeling than annoying, often physical or emotional.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000