در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
ابزاری برای خفه کردن، معمولاً سیم یا طنابی که دور گردن سفت میشود.
A device used for strangulation, typically a wire or cord tightened around the neck.
«قاتل برای کشتن بیصدا از گردنبند خفهکننده استفاده کرد.»
“The assassin used a garrote to kill silently.”
«پلیس در محل جرم یک گردنبند خفهکننده پیدا کرد.»
“Police found a garrote at the crime scene.”