در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
شبیه به گاز؛ نازک، شفاف و با بافت شل.
Resembling gauze; thin, transparent, and loosely woven.
«او یک روسری توریمانند روی شانههایش انداخته بود.»
“She wore a gauzy scarf over her shoulders.”
«مه صبحگاهی ظاهری شفاف و توریمانند داشت.»
“The morning mist had a gauzy appearance.”
معمول. به پارچه یا مادهای اشاره دارد که بسیار نازک و تقریباً شفاف است. برای توصیف پارچه با 'gauzy' قابل تعویض است. 'پردههای نازک' درست است، 'پردههای توریمانند' نیز درست است.
Common. Refers to fabric or material that is very thin and almost transparent. Interchangeable with 'gauzy' for describing fabric. 'Sheer curtains' works, 'gauzy curtains' also works.
غیرمعمول. کیفیت بسیار نازک، ظریف و اغلب اثیری را پیشنهاد میکند. میتواند برای پارچه یا لایهای از چیزی استفاده شود. 'Gauzy' به بافت پارچهای واقعیتر اشاره دارد.
Uncommon. Suggests a very thin, delicate, often ethereal quality. Can be used for fabric or a layer of something. 'Gauzy' implies a more literal fabric texture.
مبهم یا نامشخص؛ فاقد وضوح یا تیزی.
Vague or indistinct; lacking clarity or sharpness.
«او فقط خاطرات مبهمی از دوران کودکی اولیه خود داشت.»
“He had only gauzy memories of his early childhood.”
«برنامه مبهم ماند و هیچ جزئیات مشخصی نداشت.»
“The plan remained gauzy, with no concrete details.”
معمول. نشاندهنده عدم وضوح است، اغلب بصری یا ذهنی. 'خاطرات مبهم' درست است، 'خاطرات محو' نیز درست است. 'Hazy' میتواند به شرایط جوی واقعی نیز اشاره کند.
Common. Suggests a lack of clarity, often visually or mentally. 'Hazy memories' works, 'gauzy memories' also works. 'Hazy' can also refer to actual atmospheric conditions.
بسیار معمول. به عدم تعریف یا درک واضح اشاره دارد. 'دستورالعملهای گنگ' درست است. 'Gauzy' شاعرانهتر است و بر عدم وضوح ظریف و تقریباً رویایی تأکید دارد.
Very common. Refers to a lack of clear definition or understanding. 'Vague instructions' works. 'Gauzy' is more poetic and emphasizes a delicate, almost dreamlike lack of clarity.