genitally

gen·i·tal·ly/ˈdʒɛnɪtəli/
genitalrelating to reproductive organs-lyin the manner of
adverb (قید)formaltype (نوع): manneradjective (صفت): genitalposition (جایگاه): middle

قید — از نظر تناسلی

از نظر تناسلیبه صورت تناسلی

به روشی که مربوط به اندام‌های تناسلی است.

In a manner relating to the genital organs.

«عفونت از طریق تماس به صورت تناسلی منتقل می‌شود.»

The infection spreads genitally through contact.

«علائم به صورت تناسلی بروز می‌کنند و ممکن است ناراحتی ایجاد کنند.»

Symptoms occur genitally and may cause discomfort.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000