germicidal

ger·mi·ci·dal/ˌdʒɜːrmɪˈsaɪdəl/
germi-germ-cidalkilling or destroying
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more germicidalsuperlative (عالی): most germicidal

صفت — میکروب‌کش

میکروب‌کشضدعفونی‌کننده

توانایی کشتن میکروب‌ها یا عوامل بیماری‌زا؛ ضدعفونی‌کننده.

Able to kill germs or microorganisms; antiseptic.

«برای شستن دست‌هایتان از صابون میکروب‌کش استفاده کنید.»

Use a germicidal soap to clean your hands.

«لامپ‌های میکروب‌کش باکتری‌های موجود در هوا را می‌کشند.»

Germicidal lamps kill airborne bacteria.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000