gestated

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

ges·tat·ed/ˈdʒɛsteɪtɪd/
gestcarry / bear-ateto cause to be / to do-edpast tense
1verb (فعل)commonpast (گذشته): gestatedpast participle (مفعولی): gestated-ing (حال): gestating3rd (سوم): gestates

فعل — باردار شد

باردار شدحامله شد

زمان گذشته و اسم مفعول فعل 'gestate' به معنای حمل جنین در رحم از لقاح تا تولد.

Past tense and past participle of gestate: to carry a fetus in the womb from conception to birth.

«فیل گوساله خود را نزدیک به دو سال باردار بود.»

The elephant gestated its calf for nearly two years.

«دانشمندان چگونگی بارداری گونه‌های مختلف از نوزادانشان را مطالعه کردند.»

Scientists studied how different species gestated their young.

تفاوت با واژه‌های مشابه
conceivedبارور شد

رسمی. به طور خاص به لحظه لقاح، همان ابتدای بارداری اشاره دارد. برای کل دوره حمل قابل تعویض نیست. 'جنین بارور شد' در مقابل 'مادر نوزاد را نه ماه باردار بود'.

Formal. Refers specifically to the moment of fertilization, the very beginning of gestation. Not interchangeable for the entire period of carrying. 'The embryo was conceived' vs. 'The mother gestated the baby for nine months'.

carriedحمل کرد

روزمره. کلی‌تر است، می‌تواند برای حمل هر چیزی به کار رود، اما در زمینه بارداری نیز اغلب استفاده می‌شود. 'او بچه را حمل کرد' رایج است، اما 'gestated' خاص‌تر و بیولوژیکی‌تر است.

Everyday. More general, can apply to carrying anything, but in the context of pregnancy, it is often used. 'She carried the baby' is common, but 'gestated' is more specific and biological.

2verb (فعل)formalpast (گذشته): gestatedpast participle (مفعولی): gestated-ing (حال): gestating3rd (سوم): gestates

فعل — پروراند

پروراندشکل گرفت

زمان گذشته و اسم مفعول فعل 'gestate' به معنای توسعه دادن یک ایده یا طرح در ذهن در طول یک دوره زمانی.

Past tense and past participle of gestate: to develop an idea or plan in the mind over a period of time.

«نویسنده سال‌ها قبل از نوشتن حتی یک کلمه، طرح رمان را در ذهن خود پرورانده بود.»

The author had gestated the novel's plot for years before writing a single word.

«سیاست جدید طی ماه‌ها بحث فشرده شکل گرفت.»

The new policy was gestated over months of intense discussion.

تفاوت با واژه‌های مشابه
developedتوسعه داد

روزمره. اصطلاحی بسیار کلی. در اشاره به ایجاد تدریجی یک ایده با 'gestated' قابل تعویض است، اما 'gestated' به یک دوره طولانی‌تر، اغلب درونی‌تر و عمیق‌تر از توسعه اشاره دارد. شما می‌توانید 'ایده‌ای را به سرعت توسعه دهید'، اما 'ایده‌ای را به آرامی بپرورانید'.

Everyday. A very broad term. Interchangeable with 'gestated' when referring to the gradual creation of an idea, but 'gestated' implies a longer, often more internal and profound period of development. You can 'develop an idea quickly', but you 'gestate an idea slowly'.

conceivedتصور کرد

رسمی. به شکل‌گیری اولیه یک ایده یا طرح اشاره دارد. 'Conceived' جرقه است، 'gestated' توسعه طولانی و آهسته پس از جرقه است. شما 'ایده‌ای را تصور می‌کنید' و سپس 'آن را می‌پرورانید'.

Formal. Refers to the initial formation of an idea or plan. 'Conceived' is the spark, 'gestated' is the long, slow development after the spark. You 'conceive an idea' and then 'gestate it'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000