get to one's feet
/ɡɛt tə wʌnz fit/
phrase (عبارت)common
عبارت — بلند شدن
بلند شدنروی پا ایستادن
از حالت نشسته یا خوابیده بلند شدن و ایستادن.
To stand up from a sitting or lying position.
«وقتی قاضی وارد شد، او از جایش بلند شد.»
“She got to her feet when the judge entered.”
«او پس از افتادن، آرام روی پایش ایستاد.»
“He slowly got to his feet after falling.”