giddap

gid·dap/ˈɡɪdæp/
interjection (حرف ندا)informal

حرف ندا — برو!

برو!بشتاب!

دستور به اسب برای شروع حرکت یا سرعت دادن.

A command to a horse to start moving or go faster.

«او به اسب گفت «برو!».»

He shouted 'giddap!' to the horse.

«بشتاب، بیا مسابقه به اصطبل بدیم.»

Giddap, let's race to the barn.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000