gippy

gip·py/ˈɡɪpi/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): gippiersuperlative (عالی): gippiest

صفت — تهوع‌آور

تهوع‌آورحالت تهوع داشتن

عامیانه برای حالت تهوع یا بیماری معده.

Slang for feeling sick to the stomach or nauseous.

«بعد از زیاد خوردن حالت تهوع داشتم.»

I felt gippy after eating too much.

«بعضی وقت‌ها دارو باعث تهوع من می‌شود.»

The medicine makes me feel gippy sometimes.

تفاوت با واژه‌های مشابه
nauseousحالت تهوع داشتن

رسمی/پزشکی. یعنی حالت تهوع داشتن؛ gippy غیررسمی و محدود به گفتار محاوره‌ای است.

Formal/medical. Means feeling sick; 'gippy' is informal and limited to casual speech.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000