glared

/ɡlɛərd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): glaredpast participle (مفعولی): glared-ing (حال): glaring3rd (سوم): glares

فعل — خیره شدن با عصبانیت

خیره شدن با عصبانیت

گذشته فعل glare؛ خیره شدن به طور عصبانی یا تند.

Past tense of glare; to stare angrily or fiercely.

«او به بچه‌های پر سر و صدا خیره شد.»

He glared at the noisy children.

«بعد از بحث با خشم خیره شد.»

She glared angrily after the argument.

تفاوت با واژه‌های مشابه
staredخیره شدن

دیدن ثابت؛ glare بار منفی عصبانیت دارد.

General looking fixedly; glare adds anger or intensity.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000