glean

/ɡliːn/
verb (فعل)formalpast (گذشته): gleanedpast participle (مفعولی): gleaned-ing (حال): gleaning3rd (سوم): gleans

فعل — جمع‌آوری کردن

جمع‌آوری کردنجمع کردن اطلاعات

جمع‌آوری اطلاعات یا مواد تدریجی و با تلاش

To gather information or material bit by bit, often with effort

«او اطلاعات را از منابع مختلف جمع‌آوری کرد.»

She gleaned information from various sources.

«مسافران از تجربه دانش کسب می‌کنند.»

Travelers glean knowledge from experience.

تفاوت با واژه‌های مشابه
gatherگردآوری کردن

رایج. مترادف کلی برای جمع‌آوری، اغلب قابل جایگزینی است.

Common. General synonym for collecting, often interchangeable.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000